داستانهای شگفت

وبلاگی در موضوعات مذهبی

داستانهای شگفت

وبلاگی در موضوعات مذهبی

داستان حدیث عکس و.... مذهبی

طبقه بندی موضوعی
۱۱
آذر

بسم الله الرحمن الرحیم


در این پست اصطلاحات و جملات کاربردی انگلیسی، در مورد خداوند و مذهب عنوان شده است.

 

1- مذهبت چی است؟

What’s your religion?

 

2- من مسیحی/ یهودی/ زرتشتی/ هندو هستم.

I am a Christian/ Jew/ Zoroastrian/ Hindu.

 

3- من مسلمان هستم.

I am a Muslim.

 

4- سنی هستی یا شیعه؟

Are you a Shiite or a Sunni?

 

5- او مرتد/ ملحد است.

He is an apostate/ atheist.

 

6- او یک مومن با اخلاص است.

He is a devout believer.

 

7- من آدم خیلی مذهبی ای هستم.

I am a deeply religious person.

 

8- در مورد فرقه ای که گفتی، چیزی نمیدانم.

I have no information about the sect you mentioned.

 

9- چیزهایی که تو گفتی توهین به مذهب من بود.

What you said was offensive to my religion.

 

10- اگر این چیزها را بگویی، متهم به کفر میشوی.

If you say such things, you will be accused of blasphemy.

 

11- او سال پیش به اسلام گروید.

He converted to Islam last year.

 

12- استیو سال گذشته مسلمان شد و نام محمد را برای خود برگزید.

Steve become a Muslim and adopted the name “Muhammad”

 

13- من به خدا اعتقاد راسخ دارم.

I have a strong belief in God.

 

14- من به حیات اخروی اعقتاد دارم.

I believe in life after death/afterlife/ eternal life.

 

15- ما همه به خدا ایمان داریم.

I believe in God.

 

16- من به معجزات و نیروهای ماوراء طبیعی ایمان دارم.

I believe in miracles and supernatural powers.

 

17- چند نفر از افراد خانواده شما در ماه مبارک رمضان روزه می شوند؟

How many people in your family fast in the holy month of Ramadan?

 

18- عید فطر در مهمترین عید در مذهب ما محسوب می شود.

Fetr Feast/Eid is considered to be the greatest feast in our religion.

 

19- معمولاً کی به مسجد میروی؟

When do you usually go to the mosque?

 

20- من وضو می گیرم، نمازم را می خوانم و می خوابم.

I take ablutions, say my prayers and go to bed.

 

21- هر وقت موذن اذان بگوبد، من کارم را رها می کنم و به مسجد می روم.

When the Muezzin calls us to pray, I quit my work and go to mosque.

 

22- نماز نوعی پیوند با خداست.

Prayer is a form of communion with God.

 

23- مردم خدا ترس نمازهایشان را سر وقت می خوانند.

God- fearing people say their prayers on time.

 

24- من آدم گناهکاری هستم.

I am a sinful man.

 

25- خداوند گناهان ما را می بخشد.

God forgives our sins.

 

26- ما باید دعا کنیم که رستگار شویم.

We should pray for salvation.

 

27- لطف خدا  باعث شد زنده بمانیم.

We were saved by God’s grace.

 

28- خدا شاهده من از آدم هایی که غیبت می کنند متنفرم.

Honest to God, I hate people who backbite.

 

29- در اسلام افترا زدن گناه کبیره محیوب میشود.

In Islam, slandering people is a cardinal sin.

 

30- ایمان تو به خدا از دعاهایت پیداست.

Your devotion to God is made manifest in your prayers.

 

  • رسول امجدیان
۲۲
آبان
  • رسول امجدیان
۱۰
آبان

نویسنده: اشرف الفلاحی

دیپلماسی ایرانی: عمان خود را "دوست همه" می داند. با این حال برخی با دیده شک به این ادعا نگاه می کنند و معتقدند که سلطان قابوس در پس این ادعا مسیر قاچاق اسلحه برای انقلابیون یمنی را هموار می کند.

عمان از حمله ائتلاف نظامی به رهبری عربستان در یمن برای حمایت از عبد ربه منصور هادی در برابر انقلابیون یمنی (حوثی ها) که از مارس 2015 آغاز شد، فاصله گرفت. عمان تنها کشور شورای همکاری خلیج فارس است که حضور خود را در این ائتلاف عربی اعلام نکرد. در عوض، سلطان قابوس راه میانجی میان طرفین درگیری را در پیش گرفت و در نتیجه برای یمن و عربستان سعودی خود به مایه نگرانی تبدیل شد. در همین حال برخی گزارش ها حاکی از آن است که عمان تاحدی از سیاست خود مبنی بر رعایت اصل بی طرفی منحرف شده است.    

موضع رسمی اما اعلام نشده مقام های یمنی این است که عمان در عمل به شورشیان (انقلابیون) پناه داده و روابط میان ایران و شاخه های مرتبط با آن در منطقه مانند حزب الله و دولت عراق ـ که آشکارا با تهران ارتباط نزدیکی دارند ـ را تسهیل می کند.  

یک منبع بسیار نزدیک به انقلابیون حوثی در یمن به المانیتور می گوید که آنان و متحدانشان بسیار قدردان عمان هستند. اوایل همین سال جاری بود که یک هیات مذاکره کننده از انقلابیون حوثی در مسقط، پایتخت عمان، به گرمی مورد استقبال قرار گرفتند. عمانی ها همین طور کمک های بشردوستانه و حمایت پزشکی از مجروحان یمنی را در بیمارستان های خود پیشنهاد کرده بودند. در این جا این پرسش مطرح می شود که آیا واقعا عمان در جنگ یمن بی طرف است؟

با توجه به جزییاتی که پیشتر ذکر شد، عمان بی طرف به نظر نمی رسد. عمان میانجی درگیری شده که کشورهای حاشیه خلیج فارس در حال دامن زدن به آن هستند. عربستان سعودی به هیچ عنوان مسیری که عمان در آن قدم گذاشته را تایید نمی کند که احتمالا دلیلش عدم مشارکت مسقط در جنگ است؛ و این که سعودی ها احساس می کنند که مسقط به دلیل روابط نزدیکی که با تهران دارد می تواند کارگزار موثری باشد. اگرچه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس درباره مسائل مختلف با یکدیگر رقابت و حتی اختلاف دارند اما زمانی که صحبت امنیت خلیج فارس به میان می آید ترجیح می دهند که اختلافات را کنار گذاشته و با هم متحد شوند. اما به اعتقاد کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، عمان در این مورد (امنیت خلیج فارس) جانب ایران را می گیرد و در جنگ یمن هم کاملا اصل بی طرفی را کنار گذاشته است. به اعتقاد کشورهای عربی، عمان که مرز مشترک نیز با یمن دارد حالا خود یکی از طرفین درگیری است.

فرماندار استان نفت خیز المهره در مرز عمان 18 سپتامبر در گفت وگو با روزنامه سعودی الحیات گفت که نیروهای دولتی یمن یک کشتی حامل تسلیحات را که با مجوز عمان تردد می کرد توقیف کرده اند. عربستان سعودی بعدها اعلام کرد که قرار بوده این تسلیحات در اختیار شورشیان (انقلابیون) یمنی قرار بگیرد.

روز بعد هم یک روزنامه سعودی از روابط شکننده عربستان سعودی و عمان نوشت. روزنامه العرب، مستقر در لندن، نوزدهم سپتامبر نوشت که مقام های یمنی با متهم کردن عمان به قاچاق اسلحه برای شورشیان یمنی به دنبال این هستند که حساسیت ریاض را نسبت به مواضع عمان در منطقه تشدید کنند.

گفته شده که این تسلیحات در ماه اوت توقیف شده بود اما خبر آن تا ماه سپتامبر اعلام نشده بود. دلیلش می تواند این باشد که عربستان سعودی تاثیرات اعلام چنین خبری را بر روابط با عمان در نظر داشته است. در واقع معادله می تواند این گونه باشد که عربستان سعودی هیچ تمایلی برای ارائه شواهد عینی به عمان نداشته و نمی خواسته که رابطه با مسقط تحت تاثیر این مساله قرار بگیرد.    

به نوشته برخی رسانه ها، سرویس اطلاعات عمان زمان زیادی را صرف رصد تحرکات انقلابیون حوثی کرده و در استان ظفار در منطقه مرزی یمن از حوثی ها حمایت می کند. با این حال جمال عامر، سردبیر هفته نامه الاوسط که به علی عبدالله صالح  و حامیان وی در یمن نزدیک است، می گوید که عمان اصل بی طرفی را حفظ کرده اما تلاش دارد که با خودداری از مسئولیت گریزی راه حلی برای این بحران پیدا کند. عامر به المانتیور می گوید که مسقط تنها دروازه حوثی ها و متحدان علی عبدالله صالح به جهان خارج است. به همین دلیل است که عمان تاکنون بارها اعلام کرده از هیات های مذاکره کننده آنان استقبال کرده یا از مجروحان آنان در بیمارستان های خود پذیرایی خواهد کرد. عامر تاکید می کند که سیاست عمان در برابر بحران یمن، یک سیاست ضدسعودی نیست. عمان تنها تلاش دارد که توانایی خود را به عنوان پنجره ای برای ارتباط میان عربستان سعودی و حوثی ها حفظ کند. او می گوید که نیروهای هادی نیز انتقادهایی مشابه گلایه های عربستان از عمان دارند. عدنان هاشم، کارشناس مسائل خاورمیانه، در این باره می گوید: «ابهام در سیاست خارجی به عمان کمک کرده که اصل بی طرفی را تاحدی حفظ کند. به ویژه این که تلاش کرده است تا دو طرف درگیری را تاحدی به رسمیت بشناسد.»

منبع: المانتیور / تحریریه دیپلماسی ایرانی / 30  

  • رسول امجدیان
۲۷
شهریور
یا حسین...

روی دستش، پسرش رفت، ولی قولش نه!
نیزه ها تا جگرش رفت، ولی قولش نه!

این چه خورشیدِ غریبی ست که با حالِ نزار،
پای نعشِ قمرش رفت، ولی قولش نه!

باغبانی ست عجب! آن که در آن دشتِ بلا،
به خزانی ثمرش رفت ، ولی قولش نه!

شیر مردی که در آن واقعه هفتاد و دو بار،
دستِ غم بر کمرش رفت، ولی قولش نه!

جان من برخیِ " آن مرد " که در شط فرات،
تیر در چشمِ ترش رفت، ولی قولش نه!

...
هر طرف می نگری نامِ حسین است و حسین،
ای دمش گرم!! سرش رفت، ولی قولش نه!

منبعhttp://aram59.blogfa.com/post/47   

  • رسول امجدیان
۲۰
شهریور
  • رسول امجدیان
۲۰
شهریور


رابطه عزاداری امام حسین(علیه السلام) و ایمان


پیامبر اکرم(صلّی الله علیه و آله) می فرمایند: إنَّ لِقَتْلِ الْحُسَیْنِ حَرَارَةٌ فِی قُلُوبِ الْمُؤْمِنِینَ لَنْ تَبْرُدَ أَبَداً؛ برای شهادت حسین(علیه السلام) حرارت و گرمایی در دلهای مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمی شود. (جامع احادیث شیعه، ج12، ص556) هر چه از فلسفه و فواید عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) است را باید در مانند روایت فوق جستجو کرد. یعنی، شهادت امام حسین(علیه السلام) ارتباط مستقیمی با روح ایمان و حق گرایی دارد.


منبع الکوثر

  • رسول امجدیان
۱۱
شهریور
  • رسول امجدیان
۱۱
شهریور

وَ قَالَ (علیه السلام): أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ، وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ، وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَه.


فامام علیه السلام فرمود: هر کس طمع را پیشه کند خود را حقیر کرده و کسى که ناراحتى هایش را (نزد این و آن بدون هیچ فایده) فاش کند به ذلت خویش راضى شده و آن  کس که زبانش را بر خود امیر کند شخصیتش حقیر خواهد شد.


از این کارها بپرهیز:


امام(علیه السلام) در این کلام نورانى اش به پیامدها و آثار سوء سه رذیله اخلاقى در عباراتى کوتاه و فشرده اشاره فرموده است.(1) نخست مى فرماید: «هر کس طمع را پیشه کند خود را حقیر ساخته است». (أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ). واژه «طمع» به معناى بیش از حق خود طالب بودن و گرفتن مواهب زندگى از دست دیگران است و تعبیر به «استشعر» که به معناى پوشیدن لباس زیرین است اشاره به این است که طمع را به خود چسبانده و از آن جدا نمى شود; بدیهى است که افراد طماع براى رسیدن به مقصود خود باید تن به هر ذلتى بدهند و دست سؤال به سوى هرکس دراز کنند و شخصیت خود را براى نیل به اهداف طمعکارانه خود بشکنند.
در سخنان رسول خدا(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: «بِئْسَ الْعَبْدُ عَبْدٌ لَهُ طَمَعٌ یَقُودُهُ إِلَى طَبَع». در حدیث دیگرى از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) درباره خطر این صفت مذموم مخصوصاً براى علما وارد شده است که فرمود: «إن الصّفاة الزّلال الذی لا تَثْبُتُ عَلَیْهِ أقْدامُ».
و عجیب این که هنگامى که طمع فزونى یابد کارهایى از انسان سر مى زند که کاملاً احمقانه است; شبیه آنچه درباره طماع معروف عرب به نام «اشعب» نقل شده که بسیارى از اوقات هنگامى که راه مى رفت دامن خود را به دست مى گرفت و آن را در برابر آسمان باز نگه مى داشت و مى گفت: شنیده ام بعضى از پرندگان در حال پرواز تخم مى گذارند شاید تخم آن پرنده در دامن من بیفتد. و یا نقل مى کنند هنگامى که گروهى از کودکان او را در کوچه و بازار آزار مى دادند براى پراکنده ساختن آنها گفت: شنیده ام در فلان خانه حلوا پخش مى کنند بچه ها به سوى آن خانه دویدند ناگهان دیدند خود اشعب نیز به سوى آن خانه مى دود گفتند: تو چرا؟ گفت: شاید حرف من درست باشد. این داستان ها خواه واقعیت داشته باشد یا نه اشاره به کارهاى ننگ آورى است که انسان به جهت طمع انجام مى دهد. نقطه مقابل طمع قناعت است که سبب عزت آدمى مى شود همان گونه که امیرمؤمنان فرمود: «عَزَّ مَنْ قَنَعَ; آن کس که قناعت پیشه کند عزیز خواهد بود».(2) و به گفته شاعر:
آز بگذار و پادشاهى کن *** گردن بى طمع بلند بود!

  • رسول امجدیان
۰۷
شهریور
سعی کنیم  درروز عیدغدیر صدقه بدهیم و در کنار دوستان خندان باشیم که خدای متعال گناهانمان را ببخشد.


  • رسول امجدیان
۱۴
تیر


داشتن دوست خوب

خداوند انسان را موجودی نیازمند به غیر خلق کرده است یعنی جامعه انسانها طوری است که هر کسی به دیگری محتاج است . در این میان نقش گروه همسالان و بخصوص دوستان حساس و خطیر است . درباره نقش دوستان همین نکته کافی است که شخصیت هر انسان را در اجتماع با دوستان او می سنجند، همچنان که حضرت علی علیه السلام فرمودند: «فان الصاحب معتبر بصاحبه;  هر کس را از آن که دوست اوست، می شناسند .»

شکی نیست که دوستان هر انسانی، اساسی ترین نقش را در موفقیت او ایفا می کنند و گاهی در اثر کم توجهی و یا بی توجهی، همین دوستان به اصطلاح صمیمی، مایه بدبختی و هلاکت می شوند . حضرت علی علیه السلام فرزند خود را از مصاحبت با دوستان ناباب برحذر می دارند و می فرمایند: «یا بنی ایاک ومصادقة الاحمق فانه یرید ان ینفعک فیضرک وایاک ومصادقة البخیل فانه یقعد عنک احوج ما تکون الیه وایاک ومصادقة الفاجر فانه یبیعک بالتافه وایاک ومصادقة الکذاب فانه کالسراب، یقرب علیک البعید ویبعد علیک القریب; (13) پسرم! از دوستی با احمق بپرهیز، چرا که می خواهد به تو نفعی رساند اما دچار زیانت می کند، از دوستی با بخیل بپرهیز، زیرا آنچه را که سخت به آن نیاز داری از تو دریغ می دارد . و از دوستی با بدکار بپرهیز که با اندک بهایی تو را می فروشد . و از دوستی با دروغگو بپرهیز که او به سراب بماند; دور را برای تو نزدیک و نزدیک را برای تو دور می نمایاند .»

تا توانی می گریز از یار بد

یار بد بدتر بود از مار بد

مار بد تنها تو را بر جان زند

یار بد بر جان و بر ایمان زند

به همان اندازه که دوستان صالح و خوب انسان را در رسیدن به موفقیت کمک می کنند، دوستان نااهل نیز به همان اندازه او را از مرحله موفقیت پرت می نمایند . همنشینی با بدان گذشته از اینکه بر روی انسان تاثیر بد می گذارد و مایه قساوت قلب می شود، ممکن است انسان را در قهر و عذاب الهی سهیم گرداند .

در آغاز بعثت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در میان بت پرستان حجاز فردی بنام «عقبة بن ابی معیط » بود، وی در حالی که مشرک و بت پرست بود، میهمان نواز هم بود . روزی پیامبر صلی الله علیه و آله بر او می گذشت، عقبه از آن حضرت خواست که با وی غذا بخورد . حضرت به او فرمود: بر سر سفره تو نمی نشینم مگر آنکه مسلمان شوی . عقبه وقتی دید که پیامبر صلی الله علیه و آله برای نشستن بر سفره او این چنین شرطی گذاشته است، شهادتین بر زبان جاری کرد و مسلمان شد . در عین حال عقبه دوستی به نام «ابی » داشت، او وقتی از این واقعه با خبر شد، با ناراحتی و عصبانیت نزد عقبه آمد و وی را مورد سرزنش قرار داده و گفت: تو از دین خودت خارج شدی؟ عقبه پاسخ داد: کسی بر من میهمان شد که حاضر نشد تا مسلمان نشوم بر سر سفره ام بنشیند . ابی به او گفت: حالا من دوستی خودم را با تو قطع می کنم، مگر آنکه به دین خودت برگردی و به پیامبر توهین کنی .

با اصرار زیاد ابی، عقبه همین کار را کرد و از اسلام خارج شد و عاقبت در جریان جنگ بدر به دست سپاهیان اسلام کشته شد . ابی نیز در جنگ احد به دست مسلمین کشته شد و هر دو در حال شرک مردند . در این رابطه آیات 27 تا 29 سوره فرقان نازل گردید که در آن وصف حال و سرنوشت عقبه آمده است: «ویوم یعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا × یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا × لقد اضلنی عن الذکر بعد اذ جاءنی وکان الشیطان للانسان خذولا» ; «روزی که آن فرد ستمگر (عقبه) دستان خود را می گزد و می گوید: کاش راه پیامبر را انتخاب کرده بودم . وای بر من، ای کاش با فلانی (ابی) دوست نمی شدم . او مرا از یادآوری [حق] گمراه ساخت بعد از اینکه [یاد حق] به سراغ من آمده بود . و شیطان همیشه خوار کننده انسان بوده است .»

حق ذات پاک الله الصمد

که بود به مار بد از یار بد

مار بد جانی ستاند از سلیم

یار بد آرد سوی نار مقیم 

در این آیات و با توجه به این ماجرا نقش و تاثیر مخرب دوست ناصالح در گمراهی انسان مشخص می گردد . این داستان به ما هشدار می دهد که از دوستی با دوستان ناصالح که ممکن است به توهین و جسارت نسبت به پیامبر صلی الله علیه و آله منجر گردد، دوری گزینیم . امام علی علیه السلام فرمودند: «لا ینبغی للمرء المسلم ان یواخی الفاجر فانه یزین له فعله ویحب ان یکون مثله ولا یعینه علی امر دنیاه ولا امر معاده ومدخله الیه ومخرجه من عنده شین علیه;  شایسته نیست که یک انسان مسلمان با فرد فاجر [و تبهکار] رابطه برادرانه برقرار کند، زیرا او عمل و رفتار خود را برایش زینت می دهد و دوست دارد که او هم به مانند خودش شود و او را نه در امر دنیا و نه در امر آخرتش یاری نمی کند و رفت و آمدش برای او ننگ است .»


منبع:hawzah.net

  • رسول امجدیان